<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>پایگاه تخصصی دفاع ازعقائد شیعه(کلام شیعه</title>
<link>http://kalame-shia.blogfa.com/</link>
<description>بیان عقائد و دفع شبهات مطرح شده علیه اعتقادات شیعه</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 21 Oct 2008 10:43:11 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>چرا ائمه نام خلفا را بر روی فرزندانشان نهاده اند؟</title>
<link>http://kalame-shia.blogfa.com/post-6.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;اگر خلفاي پيشين با علي و ائمه (عليهم السلام) كينه و دشمني داشتند پس چرا ايشان فرزندان خويش را به اسم خلفا نامگذاري كردند؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سوال فوق ، سوالي است كه بسياري از سايتها و وبلاگهاي اهل سنت روي آن مانور ميدهند و به گمان خويش ميخواهند با چنين ادله واهي  به خلافت خلفاي سه‌گانه مشروعيت ببخشند و عده‌اي كه‌ از همه جا بي‌خبرند نيز فريب يك چنين ادله‌اي را مي‌خورند غافل از آنكه چه نكته فريبنده‌ي  پنهاني در اين سوال وجود دارد.&lt;BR&gt;طراح اين سوال خواسته يا ناخواسته با مقايسه دو عرف متخالف ، دو فرهنگ متفاوت و در دو زماني كه با هم فاصله زيادي دارند قصد نتيجه‌گيري كرده در حالي كه هيچ عقل سليمي به اينگونه نتيجه‌گيري رضايت نمي‌دهد.&lt;BR&gt;در عرف امروز به خصوص در مناطق شيعه نشين و مخصوصا بين عوام از شيعه ، نام «عمر» تداعي كننده «عمربن خطاب » ميباشد و همينطور« ابوبكر» و «عثمان» ؛ اما اين اشتباه بزرگي است كه ديدگاه اين عرف را با عرف آنروز جامعه اسلامي مقايسه كنيم زيرا اين اسامي در آنروز به گونه‌اي نبود كه تداعي كننده شخص خاصي باشد . با مطالعه كتب رجالي به اين نكته دست مي‌يابيم كه صحابه بسياري به اين نامها بوده‌اند و از شواهد اين مدعا همان حديث اميرالمومنين(ع) است در نامگذاري فرزندشان به عثمان كه فرمودند: &lt;BR&gt;نام او را به ياد برادرم عثمان بن مظعون،«عثمان‏»ناميدم.(1)&lt;BR&gt;با مراجعه به تاريخ و با كمي دقت و تفكر مي‌توان به بطلان اينگونه ادله دست يافت. اگر بر سر اختلاف خلفا با ائمه شكي در كار هست در دشمني آنان با يزيد كه شكي نيست اما ما در تاريخ مي‌بينيم كه جابر كه يكي از اصحاب بزرگ امام كاظم(ع) است نام پدرش يزيد است ، آيا ميتوان در دشمني آنان با يزيد با اين دليل خدشه كرد؟ مشخص مي‌شود كه نام يزيد در آن زمان نام جا‌افتاده و مرسومي بوده و تداعي كننده يزيد ملعون نبوده است.&lt;BR&gt;متن زير بر گرفته از كتاب «پاسخ جوان شيعي به پرسش‌هاي وهابيان» نوشته آقاي محمد طبري ميباشد: &lt;BR&gt;شما ميتوانيد با مراجعه به كتابهاي رجالي ؛ مانند «الاستيعاب» نوشته «ابن عبد البر» و «اسدالغابه» نوشته «ابن اثير»، صحابه‌اي را كه نام ابوبكر ، عمر يا عثمان داشته‌اند را ملاحظه فرماييد.&lt;BR&gt;ما در اينجا ، تنها به يك كتاب به نام «اسدالغابه في معرفة الصحابه» بسنده ميكنيم و از كساني نام مي‌بريم كه نام آنان «عمر»بود.&lt;BR&gt;1-عمر الاسلمي  2- عمر الجمحي  3-عمر بن الحكم  4-عمر بن سالم الخزاعي  5- عمر بن سراقه  6- عمر بن سعد الانماري               7- عمر بن سعد السلمي  8- عمر بن سفيان  9- عمر بن ابي سلمه  10- عمر بن عامر السلمي  11- عمر بن عبيدالله          12- عمر بن عكرمه  13- عمر بن عمرو الليثي  14- عمر بن عمير  15- عمر بن عوف  16- عمر بن غزية  17- عمر بن لاحق  18- عمر بن مالك بن عقبة  19- عمر بن مالك الانصاري  20- عمر بن معاوية الغاضري  21- عمر بن يزيد          22- عمر بن اليماني.&lt;BR&gt;اينها كساني هستند كه ابن اثير آورده و اگر تابعان را هم كه نامشان عمر بوده بر آنها بيفزاييد تصديق خواهيد كرد كه اين نام و نامهاي ديگر از خلفا ، از اسامي معروف ميان عرب جاهلي و اسلام بوده.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1- تنقيح المقال،مامقانى،ج 2،ص 247،بحار الانوار،ج 45،ص ۳۸&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 21 Oct 2008 10:43:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kalame-shia&amp;postid=6</comments>
<dc:creator>kalame-shia</dc:creator>
<guid>http://kalame-shia.blogfa.com/post-6.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چرا سجده بر مهر؟!!!</title>
<link>http://kalame-shia.blogfa.com/post-5.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;سجده بر مهر&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از ديگر خرده‌هايي كه بعضي از برادران اهل سنت بر ما ميگيرند اين است كه چرا براي نماز در مقابل خود مهري مانند بت قرار ميدهيد و يا آنرا بدعت ميشمارند و ميگويند ما آنرا از خودمان در آورده‌ايم و به دين نسبت داده‌ايم!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اف بر روزي كه سنتها بدعت و بدعتها سنت تلقي شوند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ما شيعيان اعتقادمان بر اين است كه سجده فقط بر زمين و چيزي كه از آن ميرويد به شرط آنكه خوردني و پوشيدني نباشد صحيح است و علت آنرا هم از زبان امام صادق(ع) همان كسي كه پيامبر دستور به تبعيت از او داده است بيان ميكنيم:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امام بعد از اينكه حكم بالا را بيان فرمودند ادامه دادند:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;والسجود علي الارض افضل لانه ابلغ للتواضع والخضوع لله عزوجل &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سجده بر زمين افضل است چرا كه تواضع و خضوع را بيشتر نشان ميدهد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما مدارك مساله در منابع اهل سنت:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1- حديث معروف پيامبر كه در صحيح بخاري نيز نقل شده&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;«جعلت لي الارض مسجدا و طهورا» &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;زمين براي من محل سجده و طهارت قرار داده شده(صحيح بخاري ج1ص91- سنن بيهقي ج2ص433)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آناني كه شيعه را متهم ميكنند حديث را اينطور معنا كرده‌اند كه منظور حضرت اين بوده كه سراسر زمين محل عبادت پروردگار است و انجام عبادت مخصوص محل معيني نيست آنطور كه يهود نصاري فقط در كليساها و معابد خدا را پرستش ميكنند ولي باز هم اينان در معناي حديث دقت نكرده و از اهل بيت هم پيروي نكردند تا آنها را متوجه اشتباهشان كنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آنچه از حديث برداشت ميشود اين است كه زمين هم طهور است و هم مسجد و ميدانيم آنچه طهور است و ميشود با آن تيمم كرد خاك و سنگ زمين است نه فرش و موكت و.. بنابراين سجده‌گاه هم بايد طبق روايت خاك و سنگ زمين باشد زيرا هر دو را به يك بيان فرموده‌اند در حالي كه اگر معناي مورد نظر آنها مراد بود بايد اينطور ميفرمودند :جعلت لي الارض مسجدا و ترابها طهورا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بنابراين شكي نيست كه مسجد در اينجا همان سجده‌گاه است و سجده‌گاه بايد همان چيزي باشد كه بتوان بر آن سجده كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر كمي به دنبال هدايت باشيم نه به دنبال وصله زدن به فرقه مخالف ، راه هدايت را پيدا ميكنيم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2- از سيره پيامبر هم ميشود به اين مطلب پي برد ما در اينجا به مواردي اشاره ميكنيم:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ابوهريره ميگويد:سجد رسول الله في يوم مطير حتي اني لانظر الي اثر ذلك في جبهته و ارنبته.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;رسول خدا را در يك روز باراني ديدم كه بر زمين سجده ميكرد و اثر آن بر پيشاني او نمايان بود(مجمع الزوائدج2ص126)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با اندكي دقت و تأمل مي‌فهميم كه اگر سجده بر فرش و پارچه جايز بود لزومي نداشت كه حضرت در روز باراني بر زمين سجده كنند در حالي كه به گفته آنها در روزهاي آفتابي بر فرش و غيره هم سجده ميكرده‌اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3- عايشه نيز ميگويد:«ما رأيت رسول الله متقيا وجهه شيء»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من هرگز نديدم پيامبر (به هنگام سجده)پيشاني خود را به چيزي بپوشاند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;(مسند ابن ابي شيبه ج1 ص397)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4- در روايت ديگر از ميمونه همسر ديگر رسول الله آمده : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;«و رسول الله يصلي علي خمرة فيسجد»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پيغمبر بر قطعه حصيري نماز ميخواند و سجده ميگذارد(مسند احمد ج6ص331)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بديهي است مفهوم حديث اين است كه پيامبر بر همان سجاده حصيري سجده ميكردند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روايت در اين مضمون كه پيامبر بر حصير نماز ميخواندند در منابع اهل سنت بسيار است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و عجب اينكه اگر شيعيان به اين صورت عمل كنند از سوي بعضي از متعصبين به بدعت متهم ميشوند و در عربستان با آنها برخورد ميكنند در حالي كه به احاديث خودشان هم نمينگرند كه بدانند پيامبر سجاده حصيري داشته كه در مواقع نماز روي آن سجده ميكرده.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سيره صحابه و تابعين&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اين قسمت در ادامه خواهد آمد...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 13 Oct 2008 16:27:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kalame-shia&amp;postid=5</comments>
<dc:creator>kalame-shia</dc:creator>
<guid>http://kalame-shia.blogfa.com/post-5.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آیا خداوند در روز قیامت دیده میشود؟</title>
<link>http://kalame-shia.blogfa.com/post-4.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;ديدن خداوند تبارك و تعالي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;كساني كه در علم كلام اهل سنت كار كرده باشند ميدانند كه ايشان معتقدند كه خداوند فقط در اين دنيا قابل رويت نيست و در روز قيامت مردم خداوند را با چشم سر ميبينند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آنها براي اثبات مدعاي خود اين آيه را مطرح كرده اند &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وجوه يومئذ ناضره * الي ربها ناظره &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اينان به خيال خام خويش خواسته اند قرآن را مثل شيعيان به قول خودشان به تاويل نبرند و بر معناي ظاهش حمل كنند غافل از اينكه دچار چه گمراهي بزرگي شده اند زيرا كه آنان از اهل بيت جدا شده‌اند واين جدايي آغاز گمراهيشان بود و به خاطر همين در مسائل جبر و اختيار و قديم بودن قرآن و ديدن خداوند و.. افتادند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آنها خواستند خود، قرآن را تفسير كنند و غافل بودند كه آورنده آن فرموده : مادامي كه به  قرآن و اهل بيت من با هم تمسك كرده‌ايد گمراه نميشويد و آنها چون اهل بيت و مفسران واقعي قرآن را رها كرده اند براي خدا دست و پا ساختند بدون اينكه به عواقب اين امر فكر كنند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; اما جواب ما: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;علت اينكه مردم نميتوانند خداوند را در اين دنيا بينند اين است كه خداوند جسم نيست و اينكه چرا جسم نيست را در ادله پايين مشاهده فرماييد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چرا خدا جسم نيست كه بتوانيم او را ببينيم مگر چه مشكلي به وجود مي‌ايد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اعتقاد به جسم بودن خداوند نتايج باطل بسياري دارد كه ما طي چند مقدمه به آنها اشاره ميكنيم:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1-هر چيزي كه جسم باشد محتاج به جا و مكان است ودر جايي كه وارد ميشود بايد براي او جا به اندازه كافي  باشد و او نياز به اين جا ومكان دارد واگرنه نميتواند آنجا باشد و اين با اصل بي نيازي خداوند كه بارها در نماز تكرار ميكنيم (الله الصمد)نميسازد &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2- از مشخصه‌هاي جسم اين است كه در يك لحظه نميتواند در همه جا باشد و در هر كجا باشد از جاي ديگر خبر ندارد زيرا در آنجا حضور ندارد و اين نيز با ذات خداوند نميسازد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3- يكي ديگر از لازمه هاي جسم بودن نياز آن به مواد سوختني است يعني بايد براي حركت انرژي مصرف كند و براي به دست آوردن انرژي نياز به آب و غذا و اكسيژن دارد و اين نيز با اصل بي نيازي خداوند تبارك و تعالي نميسازد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4- از ديگر خصوصيات جسميت فرسوده شدن است يعني اجسام به مرور زمان فرسوده و به نابودي نزديكتر ميشوند به خلاف ارواح كه فرسودگي در آنها راه ندارد  و كاملا واضح است كه خداوند از اينچنين مشخصه‌اي به دور است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با توجه به اين مقدمه‌ها شما حاضر ميشويد قائل به اين بشويد كه خدا در قيامت مثل ما لباس جسميت بپوشد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پوشيدن لباس جسميت حتي براي يك لحظه مساويست با افتادن از خدايي براي همان لحظه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما تفسير ايه معنايي ميشود تقريبا معادل چشم اميد در زبان امروزي خودمان كه مثلا ميگوييم خدايا چشم اميدم به تو است نه اينكه تو رو ميبينم. پس معناي آيه در فرقه غني شيعه ميشود اينكه در روز قيامت تمام چشم اميدها به خداوند است كه با عدالتش محاكمه‌شان نكند.  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 13 Oct 2008 16:26:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kalame-shia&amp;postid=4</comments>
<dc:creator>kalame-shia</dc:creator>
<guid>http://kalame-shia.blogfa.com/post-4.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خیانت جبرئیل امین؟!!!!</title>
<link>http://kalame-shia.blogfa.com/post-3.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;خيانت جبرئيل امين&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بسياري از برادران اهل سنت بر اين باورند كه شيعه اعتقاد دارد كه جبرئيل قرار بود بر علي(ع) نازل شود اما وقتي فرود آمد ديد او خواب است و خيانت كرد وبر محمد پيامبر نازل شد.براي همين است كه بعد از هر نماز سه مرتبه ميگويند خان الامين يعني جبرئيل خيانت كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما اينكه شيعيان ميگويند خان الامين كه من كه خودم شيعه هستم تا حالا نديدم كسي اين جمله را بعد از نماز بگويد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما اين اعتقاد هم از اون وصله هاي بزرگيه كه برا جلوگيري از پيشرفت شيعه بهش نسبت دادند. زيرا خود شيعيان هم ميدانند كه:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تبليغ اسلام وظيفه اي است كه بر عهده خداونداست زيرا اگر از دين خود تبليغ نكند و به گوش بندگان نرساند عذاب كردن آنان ظلم است و خداوند از آن منزه است پس بايد پيامبري برگزيندواگر كسي را كه او ميخواهد انتخاب كند انتخاب نشود ، به وظيفه خود عمل نكرده زيرا او ميداند چه كسي بهترين خلق است براي پيامبري .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وثانيا شيعه بر اين اعتقاد است كه ملائكه هيچگاه خطا نميكنند در انجام فرمان الهي و هيچ تنزل و ترفيع درجه‌اي هم ندارند بلكه درجه همه ثابت است و كاملا طبق فرمان الهي عمل ميكنند براي همين است كه مثلا معتقد نيستيم ممكن است عزرائيل جان كسي را اشتباها بگيرد و يا بالعكس  پس اعتقاد به خيانت جبرئيل با اين اعتقاد ما در تعارض است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و ثالثا اگر ملكي بر فرض ، خيانت بكند و خداوند خيانت او را جبران و برملا نكند ديگر اساس اديان الهي را بايد برچيند چون اين احتمال در مورد تمام اديان الهي وجود دارد . وچگونه مردم به پيامبران اعتماد كنند زيرا احتمال ميدهند كه اين پيامبر قلابي باشد كه‌از طرف خدا نيامده است و خداوند نيز سكوت كرده!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با توجه به نتايج اين‌چنيني مشخص ميشود كه شيعه هرگز به اين امور اعتقاد ندارد زيرا اعتقاد به اين امر مستلزم اعتقاد به نتايج آن ميباشد و شيعه هرگز زير بار اين نتايج نميرود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جوابهاي ديگري نيز وجود دارد كه ما در اينجا به همين بسنده ميكنيم . &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 13 Oct 2008 16:25:46 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kalame-shia&amp;postid=3</comments>
<dc:creator>kalame-shia</dc:creator>
<guid>http://kalame-shia.blogfa.com/post-3.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چرا شیعه اماکن متبرکه و مقدس را میبوسد؟</title>
<link>http://kalame-shia.blogfa.com/post-2.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;بوسيدن قبور پيامبر و ائمه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;يكي از اشكالاتي كه برادران اهل سنت هميشه بر شيعيان ميگيرند بوسيدن ضريح معصومان و چيزهاي متبرك ديگر است .آنها ميگويند اين كار كفر است زيرا تمسك به چوب و آهن و...است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جواب ما :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ما به منتقدين خود ميگوييم مگر شما قرآن را نميبوسيد و ظاهر قرآن يا از كاغذي است كه از چوب ساخته‌اند و يا از چرمي است كه از پوست حيوانات ساخته شده . ما كار به چرم و يا كاغذ بودن آن نداريم ما به خاطر آنكه كلمات خدا را در بر گرفته آنرا ميبوسيم  شما ميبينيد كسي كفش چرمي را نيبوسد بلكه وقتي چرم چيز مقدسي را بپوشاند مقدس ميشود ويا كاغذ ، ما همان كاغذي كه اگر قرآن بر آن نوشته شده باشد آنرا ميبوسيم اگر مطالب ضاله در آن نوشته شده باشد آنرا از بين ميبريم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و اما دامنه اشكال آنها مربوط به بوسيدن ضريح ائمه است كه در بخش توسل گفته ميشود با اضافه به مقدمه بالا كامل ميگردد. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 13 Oct 2008 16:21:16 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kalame-shia&amp;postid=2</comments>
<dc:creator>kalame-shia</dc:creator>
<guid>http://kalame-shia.blogfa.com/post-2.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://kalame-shia.blogfa.com/post-1.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;تحريف قرآن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چرا شيعه اعتقاد به تحريف قرآن دارد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شايد بسياري از برادران اهل سنت اين سوال برايشان پيش آمده باشد كه چرا شيعه اعتقاد به تحريف&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; قرآن دارد. اما بايد بدانند اين وصله وصله‌اي نيست كه به شيعه بچسبد و اين اعتقاد جزء آن دسته از &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اعتقاداتي است كه به شيعه نسبت داده شده و گاها خود شيعه‌ها خبر ندارند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اينكه اين مساله در يكي از كتب شيعيان مطرح شده دليل بر اين نيست كه تمام شيعه به آن اعتقاد دارند &lt;BR&gt;همانطور كه در كتب اهل سنت نيز آمده كه قرآن تحريف شده مثل :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;درتفسير قرطبي و درالمنثور كه از تفاسير معروف اهل سنت ميباشد اين روايت از عايشه نقل شده:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;انها(سوره الاحزاب)كانت مأتي آية فلم يبق منها الا ثلاث و سبعين &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;يعني سوره احزاب 200 آيه بوده كه 73 ايه از آن باقي مانده(تفسير قرطبي ج14ص113-تفسير الدر المنثور ج5 ص 180 ) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و از آن بالاتر درصحيح مسلم و بخاري هم احاديثي است كه بوي تحريف ميدهد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;صحيح خاري ج8 ص 208 الي 211- صحيح مسلم ج4 ص167 و ج5 ص116  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما شيعه هيچگاه اين قول را به اهل سنت نسبت نداده زيرا اكثريت آنها اين را قبول ندارند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در هر صورت اعتقاد راسخ شيعه اين است :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;(هر كس قائل باشد به زيادت و نقصان در قرآن به بيراهه رفته است) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مگر ما به اين آيه اعتقاد نداريم:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون(سوره حجر آيه 9)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پس هر كس قائل به تحريف باشد مثل اينست كه يا اين آيه را نديده و يا... &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 13 Oct 2008 16:19:46 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kalame-shia&amp;postid=1</comments>
<dc:creator>kalame-shia</dc:creator>
<guid>http://kalame-shia.blogfa.com/post-1.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
